دانلود آهنگ Nari (ناری) خواننده (نام هنری): زاوهایر باهاوی (Zouhair Bahaoui) | متن و ترجمه آهنگ عربی
متن ترانهمتن و ترجمه آهنگ Nari (ناری) (Lyrics)
نستنى فيك ويالعمر وقتاش تجي
منتظرت هستیم عزیزم کی میای؟
وقتاش تشدي يالعمر داك الكونجي
پیرمرد کی آن اجناس را می گیری؟
وش راكي حاسة بيا أنا أش راني ندير
چه احساسی نسبت به من دارید؟ چه احساسی نسبت به من دارید؟
بلا بيك ميجٍيني نعاس ورا قتلني صهير
بدون تو بعد از اینکه برادر شوهری مرا بکشد، خوابم می آید
نستنى فيك ويالعمر وقتاش تجي
منتظرت هستیم عزیزم کی میای؟
وقتاش تشدي يالعمر داك الكونجي
پیرمرد کی آن اجناس را می گیری؟
وش راكي حاسة بيا أنا أش راني ندير
چه احساسی نسبت به من دارید؟ چه احساسی نسبت به من دارید؟
بلا بيك ميجٍيني نعاس ورا قتلني صهير
بدون تو بعد از اینکه برادر شوهری مرا بکشد، خوابم می آید
ناري، ناري، ناري، ناري، الناري، الناري، الناري
آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین
خداوها ليا وزوجوها للبراني
او را نزد لیه بردند و به عقد البرانی درآوردند
وناري، ناري، ناري، ناري، الناري، الناري، الناري
و آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین
خداوها مني وخلوني نتحرق فناري
از من گرفتند و گذاشتند آتشم را بسوزانیم
وناري، ناري، ناري، ناري، الناري، الناري، الناري
و آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین
خداوها ليا وزوجوها للبراني
او را نزد لیه بردند و به عقد البرانی درآوردند
وناري، ناري، ناري، ناري، الناري، الناري، الناري
و آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین
خداوها مني وخلوني نتحرق فناري
از من گرفتند و گذاشتند آتشم را بسوزانیم
أو يمكن مابيديش واليديها مبغاونيش
یا شاید او نمی خواهد و دستانش نمی خواهند
حيت أنا غي درويش مغلوب ومعنديش
حتی اگر درویش شکست خورده باشم، چیزی ندارم
خداوها ليا زوجوها لغيري بسيف
او را نزد من بردند و با شمشیر او را به عقد دیگری درآوردند
راني في حالة ألطف بيه يا لطيف
رانی وضعیت بهتری داره لطیف
أو يمكن مابيديش واليديها مبغاونيش
یا شاید او نمی خواهد و دستانش نمی خواهند
حيت أنا غي درويش مغلوب ومعنديش
حتی اگر درویش شکست خورده باشم، چیزی ندارم
خداوها ليا زوجوها لغيري بسيف
او را نزد من بردند و با شمشیر او را به عقد دیگری درآوردند
راني في حالة ألطف بيه يا لطيف
رانی وضعیت بهتری داره لطیف
وناري، ناري، ناري، ناري، الناري، الناري، الناري
و آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین
خداوها ليا، زوجوها للبراني
او را برای من گرفتند و به عقد البرانی درآوردند
ناري، ناري، ناري، ناري، الناري، الناري، الناري
آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین
خداوها مني وخلوني نتحرق فناري
از من گرفتند و گذاشتند آتشم را بسوزانیم
ناري، ناري، ناري، الناري، ناري، الناري، الناري
آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین
خداوها ليا وزوجوها للبراني
او را نزد لیه بردند و به عقد البرانی درآوردند
ناري، ناري، ناري، الناري، ناري، الناري، الناري
آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین
خداوها مني وخلوني نتحرق فناري
از من گرفتند و گذاشتند آتشم را بسوزانیم
وغير روح روح روح روح
و غیر از روح، روح، روح
قلبي ولا رماد، ومن قبلك ديجا مجروح
دلم خاکستر ندارد و پیش تو دژا زخمی است
هاي، غير روح، روح، روح، روح
هی غیر جان جان جان جان
عطياها لخواض، والسيناريو وباين مفضوح
آنها آن را به خواد دادند و فیلمنامه و پین فاش کننده هستند
وناري، ناري، ناري، الناري، ناري، الناري، الناري
و آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین
خداوها ليا وزوجوها للبراني
او را نزد لیه بردند و به عقد البرانی درآوردند
ناري، ناري، ناري، ناري، الناري، الناري، الناري
آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین
خداوها مني وخلوني نتحرق فناري
از من گرفتند و گذاشتند آتشم را بسوزانیم
ناري، ناري، ناري، ناري، ناري، ناري، الناري
آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین
خداوها ليا وزوجوها للبراني
او را نزد لیه بردند و به عقد البرانی درآوردند
وناري، ناري، ناري، الناري، ناري، الناري، الناري
و آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین
خداوها مني وخلوني نتحرق فناري
از من گرفتند و گذاشتند آتشم را بسوزانیم
نستنى فيك ويالعمر وقتاش تجي
وقتاش تشدي يالعمر داك الكونجي
وش راكي حاسة بيا أنا أش راني ندير
بلا بيك ميجٍيني نعاس ورا قتلني صهير
نستنى فيك ويالعمر وقتاش تجي
وقتاش تشدي يالعمر داك الكونجي
وش راكي حاسة بيا أنا أش راني ندير
بلا بيك ميجٍيني نعاس ورا قتلني صهير
ناري، ناري، ناري، ناري، الناري، الناري، الناري
خداوها ليا وزوجوها للبراني
وناري، ناري، ناري، ناري، الناري، الناري، الناري
خداوها مني وخلوني نتحرق فناري
وناري، ناري، ناري، ناري، الناري، الناري، الناري
خداوها ليا وزوجوها للبراني
وناري، ناري، ناري، ناري، الناري، الناري، الناري
خداوها مني وخلوني نتحرق فناري
أو يمكن مابيديش واليديها مبغاونيش
حيت أنا غي درويش مغلوب ومعنديش
خداوها ليا زوجوها لغيري بسيف
راني في حالة ألطف بيه يا لطيف
أو يمكن مابيديش واليديها مبغاونيش
حيت أنا غي درويش مغلوب ومعنديش
خداوها ليا زوجوها لغيري بسيف
راني في حالة ألطف بيه يا لطيف
وناري، ناري، ناري، ناري، الناري، الناري، الناري
خداوها ليا، زوجوها للبراني
ناري، ناري، ناري، ناري، الناري، الناري، الناري
خداوها مني وخلوني نتحرق فناري
ناري، ناري، ناري، الناري، ناري، الناري، الناري
خداوها ليا وزوجوها للبراني
ناري، ناري، ناري، الناري، ناري، الناري، الناري
خداوها مني وخلوني نتحرق فناري
وغير روح روح روح روح
قلبي ولا رماد، ومن قبلك ديجا مجروح
هاي، غير روح، روح، روح، روح
عطياها لخواض، والسيناريو وباين مفضوح
وناري، ناري، ناري، الناري، ناري، الناري، الناري
خداوها ليا وزوجوها للبراني
ناري، ناري، ناري، ناري، الناري، الناري، الناري
خداوها مني وخلوني نتحرق فناري
ناري، ناري، ناري، ناري، ناري، ناري، الناري
خداوها ليا وزوجوها للبراني
وناري، ناري، ناري، الناري، ناري، الناري، الناري
خداوها مني وخلوني نتحرق فناري
منتظرت هستیم عزیزم کی میای؟
پیرمرد کی آن اجناس را می گیری؟
چه احساسی نسبت به من دارید؟ چه احساسی نسبت به من دارید؟
بدون تو بعد از اینکه برادر شوهری مرا بکشد، خوابم می آید
منتظرت هستیم عزیزم کی میای؟
پیرمرد کی آن اجناس را می گیری؟
چه احساسی نسبت به من دارید؟ چه احساسی نسبت به من دارید؟
بدون تو بعد از اینکه برادر شوهری مرا بکشد، خوابم می آید
آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین
او را نزد لیه بردند و به عقد البرانی درآوردند
و آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین
از من گرفتند و گذاشتند آتشم را بسوزانیم
و آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین
او را نزد لیه بردند و به عقد البرانی درآوردند
و آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین
از من گرفتند و گذاشتند آتشم را بسوزانیم
یا شاید او نمی خواهد و دستانش نمی خواهند
حتی اگر درویش شکست خورده باشم، چیزی ندارم
او را نزد من بردند و با شمشیر او را به عقد دیگری درآوردند
رانی وضعیت بهتری داره لطیف
یا شاید او نمی خواهد و دستانش نمی خواهند
حتی اگر درویش شکست خورده باشم، چیزی ندارم
او را نزد من بردند و با شمشیر او را به عقد دیگری درآوردند
رانی وضعیت بهتری داره لطیف
و آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین
او را برای من گرفتند و به عقد البرانی درآوردند
آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین
از من گرفتند و گذاشتند آتشم را بسوزانیم
آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین
او را نزد لیه بردند و به عقد البرانی درآوردند
آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین
از من گرفتند و گذاشتند آتشم را بسوزانیم
و غیر از روح، روح، روح
دلم خاکستر ندارد و پیش تو دژا زخمی است
هی غیر جان جان جان جان
آنها آن را به خواد دادند و فیلمنامه و پین فاش کننده هستند
و آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین
او را نزد لیه بردند و به عقد البرانی درآوردند
آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین
از من گرفتند و گذاشتند آتشم را بسوزانیم
آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین
او را نزد لیه بردند و به عقد البرانی درآوردند
و آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین، آتشین
از من گرفتند و گذاشتند آتشم را بسوزانیم