دانلود آهنگ Itano Ueno Mamono (ایتانو یونو مامونو) خواننده (نام هنری): کریپی نوتس (Creepy Nuts) | متن و ترجمه آهنگ Japanese
متن ترانهمتن و ترجمه آهنگ Itano Ueno Mamono (ایتانو یونو مامونو) (Lyrics)
Check...
بررسی کنید...
まずは今日の空気、まずは今日の客
اول از همه حال و هوای امروز اول از همه مهمون های امروز.
まずは今日の現場、ここの温度感
اول از همه، سایت امروز، دمای اینجاست.
ノリは良いのか?いや、ノリ悪りぃのか?
آیا روحیه خوبی دارد؟ یا حالش بد است؟
ダレて来ちゃいねぇよな?
شلخته به اینجا نیایید، درست است؟
...って誰と話してんのか...
... با کی حرف میزنی؟
呑まれちゃ一巻の終わり
اگر شما را قورت دادند، پایان جلد اول است.
時間はもう迫ってる
زمان تقریبا به اینجا رسیده است
参観日のガキのごとく妙な気分で待ってる
روز ملاقات با حال و هوای عجیبی مثل بچه ها منتظرم.
何か起こりそうな予感
احساس می کنم چیزی در شرف وقوع است
研ぎ澄ませテメェの五感
حواس پنجگانه خود را تیز کنید
無冠の帝王じゃ終われへん
به یک امپراتور بی تاج ختم نمی شود.
成し遂げてから死ななアカン
بعد از انجامش نمیری آکان.
やたらヤバめ発汗作用
اثر تعریق بسیار شدید
ナイトフライト夜間飛行
پرواز شبانه پرواز شبانه
ブッ倒れて急患で運ばれるほど
من زمین خوردم و مجبور شدم سریع به بیمارستان منتقل شوم.
振り絞ってこそ得られる生きてる実感
احساس زنده بودن تنها با صرف تمام تلاش خود برای آن به دست می آید.
客がパンパンでもスカスカでもブチカマスだけ
فرقی نمیکند مشتری ماهی تابه باشد یا کم، فقط باراکودا خالدار
誰が待っていたって居なくたって
مهم نیست چه کسی منتظر من بود، حتی اگر کسی آنجا نبود
もうヤメラレナイ ヤメラレナイ
Yamera Renai Yamera Renai
何遍だって また此処に
مهم نیست چند بار دوباره به اینجا می آیم
離れられない 離れられないぜ
من نمی توانم ترک کنم، نمی توانم ترک کنم
UP&DOWN 繰り返し
تکرار بالا و پایین
逃れられない 逃れられない
من نمی توانم فرار کنم نمی توانم فرار کنم
分かっていたって また此処に
حتی اگر می دانستم، دوباره اینجا هستم
離れられない 離れられない
من نمی توانم ترک کنم نمی توانم ترک کنم
この板の上には魔物が潜むぜ
یک هیولا در کمین این تخته است
屍の山掻き分けて
کوه اجساد را خراش دهید
お気張りやすbaby陽の目浴びるまで
بی خیال عزیزم تا آفتاب به تو بتابد
べしゃりブリバリエブリデイ
بشاری بوری بالی هر روز
泣くも笑うも己次第、相方(My men)
این که گریه کنی یا بخندی به خودت بستگی دارد، شریک زندگی من (مردان من)
末路憐れも覚悟の上
در پایان برای ترحم آماده باشید
お気張りやすbaby陽の目浴びるまで
بی خیال عزیزم تا آفتاب به تو بتابد
べしゃりブリバリ修羅場綱渡り
بشاری بوریباری راه رفتن با طناب را درهم می بندد
板の上の魔物コイツは俺の友達
این هیولای روی تخته دوست من است
大きな口を開けて待ち構えてる奈落 底なし
پرتگاهی بی انتها که با دهان گشوده اش در انتظار است
奴は俺の泳いだ目が好き 震える手が好き
او از چشمان شنای من خوشش می آید، از دست های لرزان من خوشش می آید
暇さえあれば俺を殺しに来るだけどソコが良い
اگر وقت داشت می آمد و من را می کشت، اما خوب است.
時にどうしょうもない不測の事態に姿変えて
گاهی اوقات به یک موقعیت غیرقابل پیش بینی تبدیل می شود که نمی توان به آن کمک کرد
時に反応もないシラけた空気に姿変えて
گاهی اوقات به یک فضای کسل کننده بدون واکنش تبدیل می شود
時に名前も無い誹謗や中傷に姿変えて
گاهی تبدیل به تهمت و تهمت بی نام و نشان می شود.
時に生暖かい 内輪ノリに化けて
گاهی اوقات به یک دایره درونی ولرم تبدیل می شود
緊張が舌に絡みついて
تنش به زبانم می چسبد
上がったテンションが喉を焼く
افزایش تنش گلویم را می سوزاند
焦りが体内の水分を奪い肺を締め付ける
بی حوصلگی آب بدنت را می گیرد و ریه هایت را سفت می کند.
息も絶え絶え やべーやべー
نفسم بند اومده خدایا
コレじゃ身がもたねぇ
من نمی توانم این را تحمل کنم
みたいな日々の鍛錬が飯の種
این نوع تمرین روزانه کلید غذا است.
あ から ん から AからZまで巧みに使いこなし
به طور ماهرانه ای بر همه چیز از A تا Z مسلط شوید
ほらヤワなメッキじゃ剥がれ落ち真っ逆さま
نگاه کنید، اگر آبکاری خیلی محکم باشد، کاملا کنده می شود.
アイツの胃の中に収まる
در شکمش جا می گیرد
井の中の蛙じゃ意のままに操られて終わる
اگر قورباغه ای در چاه باشید، به میل خود دستکاری خواهید شد.
いつか手なずける 悪いが俺ら手段は選ばねぇ
روزی میتوانیم آن را اهلی کنیم، اما مجبور نیستیم وسیلهای را انتخاب کنیم.
例えばradioから 深夜のTVshowまで
مثلا از رادیو گرفته تا برنامه های تلویزیونی آخر شب
異常なトークショーから いつもの
از یک برنامه گفتگوی غیرعادی تا معمولی
このステージ上まで
تا این مرحله
毎日ベロ、筋肉痛 で握るマイクロフォン
من هر روز با زبان و عضلات دردناکم میکروفون را نگه می دارم.
売れまくりのピンサロ嬢か俺ぐらいのもん
یک دختر پین سالوی محبوب یا یکی مثل من.
誰が待っていたって居なくたって
مهم نیست چه کسی منتظر من بود، حتی اگر کسی آنجا نبود
もうヤメラレナイ ヤメラレナイ
Yamera Renai Yamera Renai
何遍だって また此処に
مهم نیست چند بار دوباره به اینجا می آیم
離れられない 離れられないぜ
من نمی توانم ترک کنم، نمی توانم ترک کنم
UP&DOWN 繰り返し
تکرار بالا و پایین
逃れられない 逃れられない
من نمی توانم فرار کنم نمی توانم فرار کنم
分かっていたって また此処に
حتی اگر می دانستم، دوباره اینجا هستم
離れられない 離れられない
من نمی توانم ترک کنم نمی توانم ترک کنم
この板の上には魔物が潜むぜ
یک هیولا در کمین این تخته است
屍の山掻き分けて
کوه اجساد را خراش دهید
お気張りやすbaby陽の目浴びるまで
بی خیال عزیزم تا آفتاب به تو بتابد
べしゃりブリバリエブリデイ
بشاری بوری بالی هر روز
「つまらねぇお前の人生はつまらねぇ」
"این خسته کننده است. زندگی شما خسته کننده است."
ずっとコイツに言われ続けて来た今の今まで
تا حالا این یارو همیشه به من گفته.
「つまらねぇお前の人生はつまらねぇ」
"این خسته کننده است. زندگی شما خسته کننده است."
だから俺はテメェにある武器ただ磨いて来ただけ
به همین دلیل اسلحه هایی را که در تم داشتم جلا دادم.
俺の感受性ならば尾崎
اگر حساسیت من اوزاکی است
世界観なら底なし 武、水谷、馬並みの相棒が助太刀
جهان بینی بی انتها است. تاکشی، میزوتانی و شریک اسب مانند او سوکداچی است.
いつかのワナビーが
روزی Wannabe
周りみれば天才に鬼才に強者ばかりさ
اگر به اطراف خود نگاه کنید، فقط نابغه ها، نابغه ها و افراد قوی را خواهید دید.
今日もまた何処かの若手が折られる鼻っ柱
امروز دوباره جوانی در جایی دماغش شکسته است.
1.2分すりゃ身の丈知り鳴り出すカラータイマー
تایمر رنگی که بعد از 1.2 دقیقه شروع به زنگ زدن می کند
中堅には反り立つ壁 埋まらねぇ上との差
دیوار در خط هافبک بالا می رود و شکاف با بالا را نمی توان پر کرد
あのベテランも喉元には突き立てられっぱなしの
آن جانباز هنوز آن را در گلویش فرو کرده است.
キバ
کیوا
逆に可愛がってやる...
برعکس دوستت خواهم داشت...
I'm a シラフのムツゴロウ
من یک گل و لای هوشیار هستم
「よーしよしよし腹空かしてる」話しかけるいつ
"باشه، باشه، من گرسنه ام." کی با من حرف میزنی؟
ものよう
یه همچین چیزی
つまらねぇ!俺の人生はつまらねぇか?
خسته کننده است! آیا زندگی من خسته کننده نیست؟
ならば全部此処に置いてくから心して喰らえ
در این صورت من همه چیز را اینجا می گذارم، پس با احتیاط بخورید.
誰が待っていたって居なくたって
مهم نیست چه کسی منتظر من بود، حتی اگر کسی آنجا نبود
もうヤメラレナイ ヤメラレナイ
Yamera Renai Yamera Renai
何遍だって また此処に
مهم نیست چند بار دوباره به اینجا می آیم
離れられない 離れられないぜ
من نمی توانم ترک کنم، نمی توانم ترک کنم
UP&DOWN 繰り返し
تکرار بالا و پایین
逃れられない 逃れられない
من نمی توانم فرار کنم نمی توانم فرار کنم
分かっていたって また此処に
حتی اگر می دانستم، دوباره اینجا هستم
離れられない 離れられない
من نمی توانم ترک کنم نمی توانم ترک کنم
この板の上には魔物が潜むぜ
یک هیولا در کمین این تخته است
屍の山掻き分けて
کوه اجساد را خراش دهید
お気張りやすbaby陽の目浴びるまで
بی خیال عزیزم تا آفتاب به تو بتابد
べしゃりブリバリエブリデイ
بشاری بوری بالی هر روز
泣くも笑うも己次第、相方(My men)
این که گریه کنی یا بخندی به خودت بستگی دارد، شریک زندگی من (مردان من)
末路憐れも覚悟の上
در پایان برای ترحم آماده باشید
お気張りやすbaby陽の目浴びるまで
بی خیال عزیزم تا آفتاب به تو بتابد
べしゃりブリバリ修羅場綱渡り
بشاری بوریباری راه رفتن با طناب را درهم می بندد
Check...
まずは今日の空気、まずは今日の客
まずは今日の現場、ここの温度感
ノリは良いのか?いや、ノリ悪りぃのか?
ダレて来ちゃいねぇよな?
...って誰と話してんのか...
呑まれちゃ一巻の終わり
時間はもう迫ってる
参観日のガキのごとく妙な気分で待ってる
何か起こりそうな予感
研ぎ澄ませテメェの五感
無冠の帝王じゃ終われへん
成し遂げてから死ななアカン
やたらヤバめ発汗作用
ナイトフライト夜間飛行
ブッ倒れて急患で運ばれるほど
振り絞ってこそ得られる生きてる実感
客がパンパンでもスカスカでもブチカマスだけ
誰が待っていたって居なくたって
もうヤメラレナイ ヤメラレナイ
何遍だって また此処に
離れられない 離れられないぜ
UP&DOWN 繰り返し
逃れられない 逃れられない
分かっていたって また此処に
離れられない 離れられない
この板の上には魔物が潜むぜ
屍の山掻き分けて
お気張りやすbaby陽の目浴びるまで
べしゃりブリバリエブリデイ
泣くも笑うも己次第、相方(My men)
末路憐れも覚悟の上
お気張りやすbaby陽の目浴びるまで
べしゃりブリバリ修羅場綱渡り
板の上の魔物コイツは俺の友達
大きな口を開けて待ち構えてる奈落 底なし
奴は俺の泳いだ目が好き 震える手が好き
暇さえあれば俺を殺しに来るだけどソコが良い
時にどうしょうもない不測の事態に姿変えて
時に反応もないシラけた空気に姿変えて
時に名前も無い誹謗や中傷に姿変えて
時に生暖かい 内輪ノリに化けて
緊張が舌に絡みついて
上がったテンションが喉を焼く
焦りが体内の水分を奪い肺を締め付ける
息も絶え絶え やべーやべー
コレじゃ身がもたねぇ
みたいな日々の鍛錬が飯の種
あ から ん から AからZまで巧みに使いこなし
ほらヤワなメッキじゃ剥がれ落ち真っ逆さま
アイツの胃の中に収まる
井の中の蛙じゃ意のままに操られて終わる
いつか手なずける 悪いが俺ら手段は選ばねぇ
例えばradioから 深夜のTVshowまで
異常なトークショーから いつもの
このステージ上まで
毎日ベロ、筋肉痛 で握るマイクロフォン
売れまくりのピンサロ嬢か俺ぐらいのもん
誰が待っていたって居なくたって
もうヤメラレナイ ヤメラレナイ
何遍だって また此処に
離れられない 離れられないぜ
UP&DOWN 繰り返し
逃れられない 逃れられない
分かっていたって また此処に
離れられない 離れられない
この板の上には魔物が潜むぜ
屍の山掻き分けて
お気張りやすbaby陽の目浴びるまで
べしゃりブリバリエブリデイ
「つまらねぇお前の人生はつまらねぇ」
ずっとコイツに言われ続けて来た今の今まで
「つまらねぇお前の人生はつまらねぇ」
だから俺はテメェにある武器ただ磨いて来ただけ
俺の感受性ならば尾崎
世界観なら底なし 武、水谷、馬並みの相棒が助太刀
いつかのワナビーが
周りみれば天才に鬼才に強者ばかりさ
今日もまた何処かの若手が折られる鼻っ柱
1.2分すりゃ身の丈知り鳴り出すカラータイマー
中堅には反り立つ壁 埋まらねぇ上との差
あのベテランも喉元には突き立てられっぱなしの
キバ
逆に可愛がってやる...
I'm a シラフのムツゴロウ
「よーしよしよし腹空かしてる」話しかけるいつ
ものよう
つまらねぇ!俺の人生はつまらねぇか?
ならば全部此処に置いてくから心して喰らえ
誰が待っていたって居なくたって
もうヤメラレナイ ヤメラレナイ
何遍だって また此処に
離れられない 離れられないぜ
UP&DOWN 繰り返し
逃れられない 逃れられない
分かっていたって また此処に
離れられない 離れられない
この板の上には魔物が潜むぜ
屍の山掻き分けて
お気張りやすbaby陽の目浴びるまで
べしゃりブリバリエブリデイ
泣くも笑うも己次第、相方(My men)
末路憐れも覚悟の上
お気張りやすbaby陽の目浴びるまで
べしゃりブリバリ修羅場綱渡り
بررسی کنید...
اول از همه حال و هوای امروز اول از همه مهمون های امروز.
اول از همه، سایت امروز، دمای اینجاست.
آیا روحیه خوبی دارد؟ یا حالش بد است؟
شلخته به اینجا نیایید، درست است؟
... با کی حرف میزنی؟
اگر شما را قورت دادند، پایان جلد اول است.
زمان تقریبا به اینجا رسیده است
روز ملاقات با حال و هوای عجیبی مثل بچه ها منتظرم.
احساس می کنم چیزی در شرف وقوع است
حواس پنجگانه خود را تیز کنید
به یک امپراتور بی تاج ختم نمی شود.
بعد از انجامش نمیری آکان.
اثر تعریق بسیار شدید
پرواز شبانه پرواز شبانه
من زمین خوردم و مجبور شدم سریع به بیمارستان منتقل شوم.
احساس زنده بودن تنها با صرف تمام تلاش خود برای آن به دست می آید.
فرقی نمیکند مشتری ماهی تابه باشد یا کم، فقط باراکودا خالدار
مهم نیست چه کسی منتظر من بود، حتی اگر کسی آنجا نبود
Yamera Renai Yamera Renai
مهم نیست چند بار دوباره به اینجا می آیم
من نمی توانم ترک کنم، نمی توانم ترک کنم
تکرار بالا و پایین
من نمی توانم فرار کنم نمی توانم فرار کنم
حتی اگر می دانستم، دوباره اینجا هستم
من نمی توانم ترک کنم نمی توانم ترک کنم
یک هیولا در کمین این تخته است
کوه اجساد را خراش دهید
بی خیال عزیزم تا آفتاب به تو بتابد
بشاری بوری بالی هر روز
این که گریه کنی یا بخندی به خودت بستگی دارد، شریک زندگی من (مردان من)
در پایان برای ترحم آماده باشید
بی خیال عزیزم تا آفتاب به تو بتابد
بشاری بوریباری راه رفتن با طناب را درهم می بندد
این هیولای روی تخته دوست من است
پرتگاهی بی انتها که با دهان گشوده اش در انتظار است
او از چشمان شنای من خوشش می آید، از دست های لرزان من خوشش می آید
اگر وقت داشت می آمد و من را می کشت، اما خوب است.
گاهی اوقات به یک موقعیت غیرقابل پیش بینی تبدیل می شود که نمی توان به آن کمک کرد
گاهی اوقات به یک فضای کسل کننده بدون واکنش تبدیل می شود
گاهی تبدیل به تهمت و تهمت بی نام و نشان می شود.
گاهی اوقات به یک دایره درونی ولرم تبدیل می شود
تنش به زبانم می چسبد
افزایش تنش گلویم را می سوزاند
بی حوصلگی آب بدنت را می گیرد و ریه هایت را سفت می کند.
نفسم بند اومده خدایا
من نمی توانم این را تحمل کنم
این نوع تمرین روزانه کلید غذا است.
به طور ماهرانه ای بر همه چیز از A تا Z مسلط شوید
نگاه کنید، اگر آبکاری خیلی محکم باشد، کاملا کنده می شود.
در شکمش جا می گیرد
اگر قورباغه ای در چاه باشید، به میل خود دستکاری خواهید شد.
روزی میتوانیم آن را اهلی کنیم، اما مجبور نیستیم وسیلهای را انتخاب کنیم.
مثلا از رادیو گرفته تا برنامه های تلویزیونی آخر شب
از یک برنامه گفتگوی غیرعادی تا معمولی
تا این مرحله
من هر روز با زبان و عضلات دردناکم میکروفون را نگه می دارم.
یک دختر پین سالوی محبوب یا یکی مثل من.
مهم نیست چه کسی منتظر من بود، حتی اگر کسی آنجا نبود
Yamera Renai Yamera Renai
مهم نیست چند بار دوباره به اینجا می آیم
من نمی توانم ترک کنم، نمی توانم ترک کنم
تکرار بالا و پایین
من نمی توانم فرار کنم نمی توانم فرار کنم
حتی اگر می دانستم، دوباره اینجا هستم
من نمی توانم ترک کنم نمی توانم ترک کنم
یک هیولا در کمین این تخته است
کوه اجساد را خراش دهید
بی خیال عزیزم تا آفتاب به تو بتابد
بشاری بوری بالی هر روز
"این خسته کننده است. زندگی شما خسته کننده است."
تا حالا این یارو همیشه به من گفته.
"این خسته کننده است. زندگی شما خسته کننده است."
به همین دلیل اسلحه هایی را که در تم داشتم جلا دادم.
اگر حساسیت من اوزاکی است
جهان بینی بی انتها است. تاکشی، میزوتانی و شریک اسب مانند او سوکداچی است.
روزی Wannabe
اگر به اطراف خود نگاه کنید، فقط نابغه ها، نابغه ها و افراد قوی را خواهید دید.
امروز دوباره جوانی در جایی دماغش شکسته است.
تایمر رنگی که بعد از 1.2 دقیقه شروع به زنگ زدن می کند
دیوار در خط هافبک بالا می رود و شکاف با بالا را نمی توان پر کرد
آن جانباز هنوز آن را در گلویش فرو کرده است.
کیوا
برعکس دوستت خواهم داشت...
من یک گل و لای هوشیار هستم
"باشه، باشه، من گرسنه ام." کی با من حرف میزنی؟
یه همچین چیزی
خسته کننده است! آیا زندگی من خسته کننده نیست؟
در این صورت من همه چیز را اینجا می گذارم، پس با احتیاط بخورید.
مهم نیست چه کسی منتظر من بود، حتی اگر کسی آنجا نبود
Yamera Renai Yamera Renai
مهم نیست چند بار دوباره به اینجا می آیم
من نمی توانم ترک کنم، نمی توانم ترک کنم
تکرار بالا و پایین
من نمی توانم فرار کنم نمی توانم فرار کنم
حتی اگر می دانستم، دوباره اینجا هستم
من نمی توانم ترک کنم نمی توانم ترک کنم
یک هیولا در کمین این تخته است
کوه اجساد را خراش دهید
بی خیال عزیزم تا آفتاب به تو بتابد
بشاری بوری بالی هر روز
این که گریه کنی یا بخندی به خودت بستگی دارد، شریک زندگی من (مردان من)
در پایان برای ترحم آماده باشید
بی خیال عزیزم تا آفتاب به تو بتابد
بشاری بوریباری راه رفتن با طناب را درهم می بندد