دانلود آهنگ Abo Oyon Garyaa (آبو ویون گاریا) خواننده (نام هنری): آبدل هالیم هافز (Abdel Halim Hafez) | متن و ترجمه آهنگ عربی
متن ترانهمتن و ترجمه آهنگ Abo Oyon Garyaa (آبو ویون گاریا) (Lyrics)
قولوا له، قولوا له، قولوا له، قولوا له الحقيقة
به او بگو، بگو، به او بگو، حقیقت را به او بگو
قولوا له بحبه، بحبه من أول دقيقة
به او بگویید دوستش دارید، از همان لحظه اول دوستش داشته باشید
قولوا له، قولوا له، قولوا له، قولوا له الحقيقة
به او بگو، بگو، به او بگو، حقیقت را به او بگو
قولوا له بحبه، بحبه من أول دقيقة
به او بگویید دوستش دارید، از همان لحظه اول دوستش داشته باشید
قولوا له بحبه ومتوهني حبه
به او بگویید دوستش داشته باشد و در عشق او غرق شود
قولوا له بحبه ومتوهني حبه
به او بگویید دوستش داشته باشد و در عشق او غرق شود
في بحوره الغريقة أبو عيون جريئة
در دریاهای غرق شده اش چشمانی جسور دارد
أبو عيون جريئة
ابو چشم جسور
قولوا له، قولوا له، قولوا له، قولوا له الحقيقة
به او بگو، بگو، به او بگو، حقیقت را به او بگو
قولوا له بحبه، بحبه من أول دقيقة
به او بگویید دوستش دارید، از همان لحظه اول دوستش داشته باشید
قولوا له بحبه ومتوهني حبه
به او بگویید دوستش داشته باشد و در عشق او غرق شود
في بحوره الغريقة أبو عيون جريئة
در دریاهای غرق شده اش چشمانی جسور دارد
أبو عيون جريئة
ابو چشم جسور
كان مالي ما كنت في حالي متهني بقلبي الخالي
پولم در شرایطم نبود، به قلب خالیم افتخار می کردم
كان مالي ما كنت في حالي متهني بقلبي الخالي
پولم در شرایطم نبود، به قلب خالیم افتخار می کردم
فات رمشه الجريء وندهني
مژه های پررنگش دلتنگم می شدند و مرا چرب می کردند
وفي أجمل عيون توهني
و در زیباترین نگاه توحانی
فات رمشه الجريء وندهني
مژه های پررنگش دلتنگم می شدند و مرا چرب می کردند
وفي أجمل عيون توهني
و در زیباترین نگاه توحانی
قولوا له ندهني ليه
به او بگو چرا؟
حيرني وشغلني عليه
گیجم کرد و مشغولم کرد
قولوا له ندهني ليه
به او بگو چرا؟
حيرني وشغلني عليه
گیجم کرد و مشغولم کرد
بالحب اللي زايد والشوق اللي قايد
با عشقی که زیاد می شود و اشتیاق که منجر می شود
من أول دقيقة أبو عيون جريئة
از همان دقیقه اول، ابوعیون جسور است
قولوا له، قولوا له، قولوا له، قولوا له الحقيقة
به او بگو، بگو، به او بگو، حقیقت را به او بگو
قولوا له بحبه، بحبه من أول دقيقة
به او بگویید دوستش دارید، از همان لحظه اول دوستش داشته باشید
قولوا له بحبه ومتوهني حبه
به او بگویید دوستش داشته باشد و در عشق او غرق شود
في بحوره الغريقة أبو عيون جريئة
در دریاهای غرق شده اش چشمانی جسور دارد
أبو عيون جريئة
ابو چشم جسور
فات جنبي وعيونه حبايبي
از کنارم گذشت و چشمانش معشوق من بود
نسوني اللي عايشين جنبي، عايشين جنبي
من را فراموش کن آنهایی که در کنار من زندگی می کنند در کنار من زندگی می کنند
فات جنبي وعيونه حبايبي
از کنارم گذشت و چشمانش معشوق من بود
نسوني اللي عايشين جنبي، عايشين جنبي
من را فراموش کن آنهایی که در کنار من زندگی می کنند در کنار من زندگی می کنند
بصيت له أوام حبيته
روزها دیدمش که دوستش داشتم
وبفرحة عينيا ناديته
با خوشحالی در چشمانم او را صدا زدم
بصيت له أوام حبيته
روزها دیدمش که دوستش داشتم
وبفرحة عينيا ناديته
با خوشحالی در چشمانم او را صدا زدم
قولوا له يقول لعينيه إيه آخرة دا كله إيه
به او بگو به چشمانش چه می گوید، آخر این همه چیست؟
قولوا له يقول لعينيه إيه آخرة دا كله إيه
به او بگو به چشمانش چه می گوید، آخر این همه چیست؟
يا يصحي لي قلبه يا ينسيني حبه
آه، دلش برای من بیدار می شود، آه، باعث می شود عشق او را فراموش کنم
لعيونه الجريئة أبو عيون جريئة
برای چشمان جسورش، او چشمانی جسور دارد
قولوا له، قولوا له، قولوا له، قولوا له الحقيقة
به او بگو، بگو، به او بگو، حقیقت را به او بگو
قولوا له بحبه، بحبه من أول دقيقة
به او بگویید دوستش دارید، از همان لحظه اول دوستش داشته باشید
قولوا له بحبه ومتوهني حبه
به او بگویید دوستش داشته باشد و در عشق او غرق شود
في بحوره الغريقة أبو عيون جريئة
در دریاهای غرق شده اش چشمانی جسور دارد
أبو عيون جريئة
ابو چشم جسور
طال شوقي وطال تعذيبي
مدتها در حسرت و شکنجه بودم
طال شوقي وطال تعذيبي
مدتها در حسرت و شکنجه بودم
ولإمتى هداري لهيبي، لهيبي
و برای ملت من حدری لاهیبی لاهیبی
طال شوقي وطال تعذيبي
مدتها در حسرت و شکنجه بودم
طال شوقي وطال تعذيبي
مدتها در حسرت و شکنجه بودم
ولإمتى هداري لهيبي، لهيبي
و برای ملت من حدری لاهیبی لاهیبی
أوصف له غرامي دا كله
من تمام عشقم را برای او تعریف می کنم
وفي أول مقابلة هقوله
و در اولین مصاحبه می گویم
أوصف له غرامي دا كله
من تمام عشقم را برای او تعریف می کنم
وفي أول مقابلة أقوله
و در اولین مصاحبه می گویم
وأحلف له بليالي الشوق
او را در مورد شب های حسرت قسم می دهم
ونجوم السما اللي فوق
و ستاره های آسمان بالا
وأحلف له بليالي الشوق
او را در مورد شب های حسرت قسم می دهم
ونجوم السما اللي فوق
و ستاره های آسمان بالا
إزاي قلبي حبه والبال انشغل به
چقدر دلم او را دوست دارد و ذهنم درگیر اوست
من أول دقيقة أبو عيون جريئة
از همان دقیقه اول، ابوعیون جسور است
قولوا له، قولوا له، قولوا له، قولوا له الحقيقة
به او بگو، بگو، به او بگو، حقیقت را به او بگو
قولوا له بحبه، بحبه من أول دقيقة
به او بگویید دوستش دارید، از همان لحظه اول دوستش داشته باشید
قولوا له بحبه ومتوهني حبه
به او بگویید دوستش داشته باشد و در عشق او غرق شود
في بحوره الغريقة أبو عيون جريئة
در دریاهای غرق شده اش چشمانی جسور دارد
أبو عيون جريئة
ابو چشم جسور
قولوا له، قولوا له، قولوا له، قولوا له الحقيقة
قولوا له بحبه، بحبه من أول دقيقة
قولوا له، قولوا له، قولوا له، قولوا له الحقيقة
قولوا له بحبه، بحبه من أول دقيقة
قولوا له بحبه ومتوهني حبه
قولوا له بحبه ومتوهني حبه
في بحوره الغريقة أبو عيون جريئة
أبو عيون جريئة
قولوا له، قولوا له، قولوا له، قولوا له الحقيقة
قولوا له بحبه، بحبه من أول دقيقة
قولوا له بحبه ومتوهني حبه
في بحوره الغريقة أبو عيون جريئة
أبو عيون جريئة
كان مالي ما كنت في حالي متهني بقلبي الخالي
كان مالي ما كنت في حالي متهني بقلبي الخالي
فات رمشه الجريء وندهني
وفي أجمل عيون توهني
فات رمشه الجريء وندهني
وفي أجمل عيون توهني
قولوا له ندهني ليه
حيرني وشغلني عليه
قولوا له ندهني ليه
حيرني وشغلني عليه
بالحب اللي زايد والشوق اللي قايد
من أول دقيقة أبو عيون جريئة
قولوا له، قولوا له، قولوا له، قولوا له الحقيقة
قولوا له بحبه، بحبه من أول دقيقة
قولوا له بحبه ومتوهني حبه
في بحوره الغريقة أبو عيون جريئة
أبو عيون جريئة
فات جنبي وعيونه حبايبي
نسوني اللي عايشين جنبي، عايشين جنبي
فات جنبي وعيونه حبايبي
نسوني اللي عايشين جنبي، عايشين جنبي
بصيت له أوام حبيته
وبفرحة عينيا ناديته
بصيت له أوام حبيته
وبفرحة عينيا ناديته
قولوا له يقول لعينيه إيه آخرة دا كله إيه
قولوا له يقول لعينيه إيه آخرة دا كله إيه
يا يصحي لي قلبه يا ينسيني حبه
لعيونه الجريئة أبو عيون جريئة
قولوا له، قولوا له، قولوا له، قولوا له الحقيقة
قولوا له بحبه، بحبه من أول دقيقة
قولوا له بحبه ومتوهني حبه
في بحوره الغريقة أبو عيون جريئة
أبو عيون جريئة
طال شوقي وطال تعذيبي
طال شوقي وطال تعذيبي
ولإمتى هداري لهيبي، لهيبي
طال شوقي وطال تعذيبي
طال شوقي وطال تعذيبي
ولإمتى هداري لهيبي، لهيبي
أوصف له غرامي دا كله
وفي أول مقابلة هقوله
أوصف له غرامي دا كله
وفي أول مقابلة أقوله
وأحلف له بليالي الشوق
ونجوم السما اللي فوق
وأحلف له بليالي الشوق
ونجوم السما اللي فوق
إزاي قلبي حبه والبال انشغل به
من أول دقيقة أبو عيون جريئة
قولوا له، قولوا له، قولوا له، قولوا له الحقيقة
قولوا له بحبه، بحبه من أول دقيقة
قولوا له بحبه ومتوهني حبه
في بحوره الغريقة أبو عيون جريئة
أبو عيون جريئة
به او بگو، بگو، به او بگو، حقیقت را به او بگو
به او بگویید دوستش دارید، از همان لحظه اول دوستش داشته باشید
به او بگو، بگو، به او بگو، حقیقت را به او بگو
به او بگویید دوستش دارید، از همان لحظه اول دوستش داشته باشید
به او بگویید دوستش داشته باشد و در عشق او غرق شود
به او بگویید دوستش داشته باشد و در عشق او غرق شود
در دریاهای غرق شده اش چشمانی جسور دارد
ابو چشم جسور
به او بگو، بگو، به او بگو، حقیقت را به او بگو
به او بگویید دوستش دارید، از همان لحظه اول دوستش داشته باشید
به او بگویید دوستش داشته باشد و در عشق او غرق شود
در دریاهای غرق شده اش چشمانی جسور دارد
ابو چشم جسور
پولم در شرایطم نبود، به قلب خالیم افتخار می کردم
پولم در شرایطم نبود، به قلب خالیم افتخار می کردم
مژه های پررنگش دلتنگم می شدند و مرا چرب می کردند
و در زیباترین نگاه توحانی
مژه های پررنگش دلتنگم می شدند و مرا چرب می کردند
و در زیباترین نگاه توحانی
به او بگو چرا؟
گیجم کرد و مشغولم کرد
به او بگو چرا؟
گیجم کرد و مشغولم کرد
با عشقی که زیاد می شود و اشتیاق که منجر می شود
از همان دقیقه اول، ابوعیون جسور است
به او بگو، بگو، به او بگو، حقیقت را به او بگو
به او بگویید دوستش دارید، از همان لحظه اول دوستش داشته باشید
به او بگویید دوستش داشته باشد و در عشق او غرق شود
در دریاهای غرق شده اش چشمانی جسور دارد
ابو چشم جسور
از کنارم گذشت و چشمانش معشوق من بود
من را فراموش کن آنهایی که در کنار من زندگی می کنند در کنار من زندگی می کنند
از کنارم گذشت و چشمانش معشوق من بود
من را فراموش کن آنهایی که در کنار من زندگی می کنند در کنار من زندگی می کنند
روزها دیدمش که دوستش داشتم
با خوشحالی در چشمانم او را صدا زدم
روزها دیدمش که دوستش داشتم
با خوشحالی در چشمانم او را صدا زدم
به او بگو به چشمانش چه می گوید، آخر این همه چیست؟
به او بگو به چشمانش چه می گوید، آخر این همه چیست؟
آه، دلش برای من بیدار می شود، آه، باعث می شود عشق او را فراموش کنم
برای چشمان جسورش، او چشمانی جسور دارد
به او بگو، بگو، به او بگو، حقیقت را به او بگو
به او بگویید دوستش دارید، از همان لحظه اول دوستش داشته باشید
به او بگویید دوستش داشته باشد و در عشق او غرق شود
در دریاهای غرق شده اش چشمانی جسور دارد
ابو چشم جسور
مدتها در حسرت و شکنجه بودم
مدتها در حسرت و شکنجه بودم
و برای ملت من حدری لاهیبی لاهیبی
مدتها در حسرت و شکنجه بودم
مدتها در حسرت و شکنجه بودم
و برای ملت من حدری لاهیبی لاهیبی
من تمام عشقم را برای او تعریف می کنم
و در اولین مصاحبه می گویم
من تمام عشقم را برای او تعریف می کنم
و در اولین مصاحبه می گویم
او را در مورد شب های حسرت قسم می دهم
و ستاره های آسمان بالا
او را در مورد شب های حسرت قسم می دهم
و ستاره های آسمان بالا
چقدر دلم او را دوست دارد و ذهنم درگیر اوست
از همان دقیقه اول، ابوعیون جسور است
به او بگو، بگو، به او بگو، حقیقت را به او بگو
به او بگویید دوستش دارید، از همان لحظه اول دوستش داشته باشید
به او بگویید دوستش داشته باشد و در عشق او غرق شود
در دریاهای غرق شده اش چشمانی جسور دارد
ابو چشم جسور