دانلود آهنگ Sawaha (ساواها) خواننده (نام هنری): علی صابر (Ali Saber) | متن و ترجمه آهنگ عربی
متن ترانهمتن و ترجمه آهنگ Sawaha (ساواها) (Lyrics)
سواها، سواها
غیر او، غیر او
الجنت بـي اتباهــا، دمـر روحـي أذاهــا
غرورش دیوانه ام کرد، رنجش روحم را نابود کرد
هــاي عيوني بچاها، حتـى الله ميرضـاهـا
اینها چشمان من هستند، حتی خدا هم آنها را راضی می کند
حتـى الله ميرضـاهـا
حتی خدا او را راضی می کند
سواهـا، هيـج العشره ينساهـا
غیر از او ده روز او را فراموش می کند
والايـام الـكضينـاهـــا، بـللـه منيـن الـگــاهــا
و روزهایی را که گذراندیم به خدا از کجا آمده اند؟
هـاي عيوني بچاهـا، حتــى الله ميرضـاهــا
اینها چشمان من برای او هستند، حتی خدا او را راضی می کند
حتــى الله ميرضـاهــا
حتی خدا او را راضی می کند
عاشت ايدك، ع الجرح كلش قــوي
زنده باد دستت، زخم خیلی قوی است
خـلا قلبــي ينچــوي، هـاي عود انت الوفـي
بگذار دل من بخواند، این عود است، تو وفادار
عاشـت ايـدك
زنده باد!
يالعلى قلبـي دسـت، حيل بيــك انصدمت
اوه من، تو قلبم را لمس کردی، از حقه هایت شوکه شدم
بس تــدري دوار الـوكت
اما دوربرگردان الوکت را می شناسید
عاشت ايدك، ع الجرح كلش قــوي
زنده باد دستت، زخم خیلی قوی است
خـلا قلبــي ينچــوي، هـاي عود انت الوفـي
بگذار دل من بخواند، این عود است، تو وفادار
عاشـت ايـدك
زنده باد!
يالعلى قلبـي دسـت، حيل بيــك انصدمت
اوه من، تو قلبم را لمس کردی، از حقه هایت شوکه شدم
بس تــدري دوار الـوكت
اما دوربرگردان الوکت را می شناسید
سـواهـا، سواها
غیر او، غیر او
سواها الـبقلب ضميتــــه، واقوه حب حبيته
غیر از آن، آن را در قلبم در آغوش گرفتم، و با عشقی که دوستش داشتم تقویتش کردم
بعدما داريته، يكسر قلبي فوگاها
بعد از اینکه با او آشنا شدم، دلم برای او می شکند
حتى الله ميرضاها، حتى الله ما يرضاها
حتی خدا او را راضی می کند، حتی خدا او را راضی نمی کند
ســواهــا
غیر از اون
وطلع مو لبالي
و به ذهنم نرسید
مو هذاك الغالي
نه این عزیز
كلشي ماسوالي
همه چیز اوکی است
روحي جراح جازاها
روح من یک جراح است که به او پاداش داده است
حتى الله ميرضاها، حتى الله ما يرضاها
حتی خدا او را راضی می کند، حتی خدا او را راضی نمی کند
ياخساره
چه ضرری
مـاعرفـت احسبها صــح
بلد نبودم درست حساب کنم
دورت بــيــــك الفــــرح
برایت شادی آوردم
وانـي غـلطــان اتضـــــح
و من اشتباه کردم، معلوم شد
يـاخسـاره
چه ضرری
اشقد حلـو بعيني جنـت
من عاشق شیرینی در چشمانم هستم
بيــك خيـــــر اتـوقعـــت
از تو انتظار بهترین ها را داشتم
وكلشـي منك ماشفــت
من همه چیز را از تو ندیدم
ياخساره
چه ضرری
مـاعرفـت احسبها صــح
بلد نبودم درست حساب کنم
دورت بــيــــك الفــــرح
برایت شادی آوردم
وانـي غـلطــان اتضـــــح
و من اشتباه کردم، معلوم شد
يـاخسـاره
چه ضرری
اشقد حلـو بعيني جنـت
من عاشق شیرینی در چشمانم هستم
بيــك خيـــــر اتـوقعـــت
از تو انتظار بهترین ها را داشتم
وكلشـي منك ماشفــت
من همه چیز را از تو ندیدم
سواها سواها
غیر از آن، غیر از آن
سواها، سواها
الجنت بـي اتباهــا، دمـر روحـي أذاهــا
هــاي عيوني بچاها، حتـى الله ميرضـاهـا
حتـى الله ميرضـاهـا
سواهـا، هيـج العشره ينساهـا
والايـام الـكضينـاهـــا، بـللـه منيـن الـگــاهــا
هـاي عيوني بچاهـا، حتــى الله ميرضـاهــا
حتــى الله ميرضـاهــا
عاشت ايدك، ع الجرح كلش قــوي
خـلا قلبــي ينچــوي، هـاي عود انت الوفـي
عاشـت ايـدك
يالعلى قلبـي دسـت، حيل بيــك انصدمت
بس تــدري دوار الـوكت
عاشت ايدك، ع الجرح كلش قــوي
خـلا قلبــي ينچــوي، هـاي عود انت الوفـي
عاشـت ايـدك
يالعلى قلبـي دسـت، حيل بيــك انصدمت
بس تــدري دوار الـوكت
سـواهـا، سواها
سواها الـبقلب ضميتــــه، واقوه حب حبيته
بعدما داريته، يكسر قلبي فوگاها
حتى الله ميرضاها، حتى الله ما يرضاها
ســواهــا
وطلع مو لبالي
مو هذاك الغالي
كلشي ماسوالي
روحي جراح جازاها
حتى الله ميرضاها، حتى الله ما يرضاها
ياخساره
مـاعرفـت احسبها صــح
دورت بــيــــك الفــــرح
وانـي غـلطــان اتضـــــح
يـاخسـاره
اشقد حلـو بعيني جنـت
بيــك خيـــــر اتـوقعـــت
وكلشـي منك ماشفــت
ياخساره
مـاعرفـت احسبها صــح
دورت بــيــــك الفــــرح
وانـي غـلطــان اتضـــــح
يـاخسـاره
اشقد حلـو بعيني جنـت
بيــك خيـــــر اتـوقعـــت
وكلشـي منك ماشفــت
سواها سواها
غیر او، غیر او
غرورش دیوانه ام کرد، رنجش روحم را نابود کرد
اینها چشمان من هستند، حتی خدا هم آنها را راضی می کند
حتی خدا او را راضی می کند
غیر از او ده روز او را فراموش می کند
و روزهایی را که گذراندیم به خدا از کجا آمده اند؟
اینها چشمان من برای او هستند، حتی خدا او را راضی می کند
حتی خدا او را راضی می کند
زنده باد دستت، زخم خیلی قوی است
بگذار دل من بخواند، این عود است، تو وفادار
زنده باد!
اوه من، تو قلبم را لمس کردی، از حقه هایت شوکه شدم
اما دوربرگردان الوکت را می شناسید
زنده باد دستت، زخم خیلی قوی است
بگذار دل من بخواند، این عود است، تو وفادار
زنده باد!
اوه من، تو قلبم را لمس کردی، از حقه هایت شوکه شدم
اما دوربرگردان الوکت را می شناسید
غیر او، غیر او
غیر از آن، آن را در قلبم در آغوش گرفتم، و با عشقی که دوستش داشتم تقویتش کردم
بعد از اینکه با او آشنا شدم، دلم برای او می شکند
حتی خدا او را راضی می کند، حتی خدا او را راضی نمی کند
غیر از اون
و به ذهنم نرسید
نه این عزیز
همه چیز اوکی است
روح من یک جراح است که به او پاداش داده است
حتی خدا او را راضی می کند، حتی خدا او را راضی نمی کند
چه ضرری
بلد نبودم درست حساب کنم
برایت شادی آوردم
و من اشتباه کردم، معلوم شد
چه ضرری
من عاشق شیرینی در چشمانم هستم
از تو انتظار بهترین ها را داشتم
من همه چیز را از تو ندیدم
چه ضرری
بلد نبودم درست حساب کنم
برایت شادی آوردم
و من اشتباه کردم، معلوم شد
چه ضرری
من عاشق شیرینی در چشمانم هستم
از تو انتظار بهترین ها را داشتم
من همه چیز را از تو ندیدم
غیر از آن، غیر از آن